تبليغاتX
همه چیزهای خوب

 

      -  من قرمزم ، تو سبز باش ، به اون هم می گیم زرد باشه.

- به کدوم ؟

-  به همون که بهت می گه " من قرمزم ، تو سبز باش ، به اون هم می گیم زرد باشه "

 

نوشته شده توسط ارغوان در سه شنبه 14 خرداد1387 |

 

 

 

 

نوشته شده توسط ارغوان در جمعه 10 خرداد1387 |
 

 

نوشته شده توسط ارغوان در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 |
 

 

 

من یه جایی بین روزهای بهمن و اسفند جا موندم

 

 

 

 

نوشته شده توسط ارغوان در شنبه 21 اردیبهشت1387 |

 

 

 

توي مدتي كه نبودم خيلي وقتها اومدم كه بنويسم و نشد ؛ مثل يكي كه قهر مي كنه و مي خواد برگرده اما روش نمي شه ؛ حالا از كي و واسه چي نمي دونم ؛ شايد هم اصلا مثل اين مثال نبود.


حالا ‏بازم سلام  

 

نوشته شده توسط ارغوان در جمعه 23 شهریور1386 |

 

امروز توی آسانسور یکی عطر زده بود . بوی تلخ تو رو می داد.
یاد تو افتادم .
مثل تموم صبحهایی که بیدار می شدم و می خواستم فراموشت کنم اما می دیدم برف می باره ...

 

 

نوشته شده توسط ارغوان در جمعه 28 اردیبهشت1386 |

بدينوسيله من رسما از بزرگسالي استعفا مي دهم و مسئوليت هاي يك كودك هشت ساله را قبول مي كنم. مي خواهم به يك ساندويچي بروم و فكر كنم آنجا يك رستوران 5 ستاره است. مي خواهم فكر كنم شكلات از پول بهتر است چون مي توانم آن را بخورم. مي خواهم فكر كنم كه دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند. مي خواهم دوباره به همان زندگي ساده خود برگردم. نمي خواهم زندگي من پر شود از كوهي از مدارك اداري و خبرهاي ناراحت كننده ،صورتحساب جريمه و ... . مي خواهم به نيروي لبخند ايمان داشته باشم. به يك كلمه محبت آميز به عدالت به صلح به فرشتگان به باران و به ... اين دسته چك من. كليد ماشين. كارت اعتباري و بقيه مدارك مال شما .من رسما از بزرگسالي استعفا مي دهم"

 

نوشته شده توسط ارغوان در سه شنبه 28 فروردین1386 |

هر سال چند روز مونده به تولدم دلم می گیره . حتی می تونم اعتراف کنم می ترسم . همیشه انتظار  می کشیدم که بزرگ بشم . ولی به اون لحظه که می رسم اونی که سکوتش باعث می شد برم جلو داد می زنه      " برگرد" !
نمی دونه که نمی تونم ...

 

نوشته شده توسط ارغوان در جمعه 10 فروردین1386 |

صبح که بیدار شدی یه نگاه به جورابهایی که دیشب کنار شومینه گذاشتی بنداز . درسته که حاجی فیروز ما مثل بابانوئل چیزی توی جورابها نمی زاره اما اگه خوب نگاش کنی می بینی اون سوراخ کوچولو رو که تو نمی دونستی داشته هات به خاطر اون از بین می رن رو واست دوخته تا یادت بیاره تو می تونی توی جورابها چیزی بزاری که با ارزشه اما دیده نمی شه !

امسالتون پر از معجزه های باور نکردنی

 

 

نوشته شده توسط ارغوان در سه شنبه 29 اسفند1385 |

 

نوشته شده توسط ارغوان در یکشنبه 29 بهمن1385 |