
- من قرمزم ، تو سبز باش ، به اون هم می گیم زرد باشه.
- به کدوم ؟
- به همون که بهت می گه " من قرمزم ، تو سبز باش ، به اون هم می گیم زرد باشه "

توي مدتي كه نبودم خيلي وقتها اومدم كه بنويسم و نشد ؛ مثل يكي كه قهر مي كنه و مي خواد برگرده اما روش نمي شه ؛ حالا از كي و واسه چي نمي دونم ؛ شايد هم اصلا مثل اين مثال نبود.
حالا بازم سلام

امروز توی آسانسور یکی عطر زده بود . بوی تلخ تو رو می داد.
یاد تو افتادم .
مثل تموم صبحهایی که بیدار می شدم و می خواستم فراموشت کنم اما می دیدم برف می باره ...

بدينوسيله من رسما از بزرگسالي استعفا مي دهم و مسئوليت هاي يك كودك هشت ساله را قبول مي كنم. مي خواهم به يك ساندويچي بروم و فكر كنم آنجا يك رستوران 5 ستاره است. مي خواهم فكر كنم شكلات از پول بهتر است چون مي توانم آن را بخورم. مي خواهم فكر كنم كه دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند. مي خواهم دوباره به همان زندگي ساده خود برگردم. نمي خواهم زندگي من پر شود از كوهي از مدارك اداري و خبرهاي ناراحت كننده ،صورتحساب جريمه و ... . مي خواهم به نيروي لبخند ايمان داشته باشم. به يك كلمه محبت آميز به عدالت به صلح به فرشتگان به باران و به ... اين دسته چك من. كليد ماشين. كارت اعتباري و بقيه مدارك مال شما .من رسما از بزرگسالي استعفا مي دهم"

هر سال چند روز مونده به تولدم دلم می گیره . حتی می تونم اعتراف کنم می ترسم . همیشه انتظار می کشیدم که بزرگ بشم . ولی به اون لحظه که می رسم اونی که سکوتش باعث می شد برم جلو داد می زنه " برگرد" !
نمی دونه که نمی تونم ...

صبح که بیدار شدی یه نگاه به جورابهایی که دیشب کنار شومینه گذاشتی بنداز . درسته که حاجی فیروز ما مثل بابانوئل چیزی توی جورابها نمی زاره اما اگه خوب نگاش کنی می بینی اون سوراخ کوچولو رو که تو نمی دونستی داشته هات به خاطر اون از بین می رن رو واست دوخته تا یادت بیاره تو می تونی توی جورابها چیزی بزاری که با ارزشه اما دیده نمی شه !
امسالتون پر از معجزه های باور نکردنی ![]()